خواب - Powered By Mehdi.Se
09 Sep 2010 
Support Center » مرکز اطلاعات » خواب
[فراموشی کلمه عبور]    ورود
ایمیل:
کلمه عبور:
مرا به خاطر بسپار:
 
  جستجو
 Article Options
  خواب
Solution مجموعه خاطرات مهدی صیادی فرد قسمت سی و ششم

خواب

انگاری که دزد گرفته باشند!
از هر چهار طرف راهم رو بستند و سوال معروفی رو که دیگه حالا ازش متنفر شده بودم پرسیدند! پاسپورت؟
ساکها تو دستهام خشکید و زبون تو دهنم باز داشت گره میخورد که با قدرت هرچی تمومتر ترس رو از خودم هی کردم و در حالیکه باخود میگفتم بیچاره اینها که دیگه از اون همه سگی که از دستت فرار میکردند که وحشی تر نیستند (!), اخمی تو صورتم آوردم و با عصبانیتی نمایشی اما جدی گفتم: " کدوم پاسپورت؟".
رئیس یا سرگروه پلیسها با خونسردی و با انگلیسی روان برام توضیح داد که تمایل داره یکبار دیگه (بعد از گذر ظاهری ما از گذرگاه مرزی آلمان-اتریش) پاسپورتم رو ببینه.
کمی اخمهام رو باز کردم و تمام تمرکزم رو روی نقشه از پیش طراحی شده امون جمع کردم و اینبار منهم با ملایمت توضیح دادم که: " پاسپورت نزد خانواده و اقوام در یک بنز زرد رنگ 220 کنار گذرگاه مرزی هست که اگر تمایل داشته باشند به اونجا رفته و نشانشان خواهم داد!"...


Article Details
Article ID: 25
Created On: 17 Feb 2010 08:46 PM

 This answer was helpful  This answer was not helpful

:انتخاب زبان
Home | ثبت نام | ارسال پیام | مرکز اطلاعات | رفع مشکل | اخبار | دانلودها